سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

55

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

خودمان آن را نزد ابى يعلى حمزة الحسنى كه خدا او را مشمول رحمت خود سازد - ديدم ، مصحفى بود كه چند برگ از آن افتاده بود به خط علىّ بن ابى طالب و « بنو حسن » فرزندان امام حسن آن را با گذشت زمان از هم به ارث مىبرند و دست بدست نگهدارى مىكنند . سيوطى در نوع 18 ، از « اتقان » به سندى حسن از عبد خير « 1 » روايت كرده است كه على - عليه السّلام - فرمود : « چون پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - چشم از جهان فانى فروبست عهد كردم كه ردايم را جز براى نماز جمعه بدوش نگيرم تا اينكه قرآن را جمع كنم ، و با چنين تصميمى آن را گردآورى كردم » . باز به طريق ديگرى روايت كرده كه محمّد بن سيرين از عكرمه نقل كرده است كه چون مراسم بيعت با ابو بكر پايان يافت على ابن ابى طالب خانه‌نشين شد ، به ابو بكر گفته شد كه او بيعت با تو را دوست نداشت ، ابو بكر او را احضار كرد . . . تا اينكه گويد ابو بكر به آن حضرت گفت : چه باعث شده كه از من كناره گرفته‌اى ؟ فرمود : ديدم ممكن است چيزهائى در كتاب خدا افزوده شود با خود گفتم كه ردايم را نپوشم جز براى نماز تا اينكه قرآن را جمع كنم . ابو بكر به او گفت : خوب نظرى دارى . محمّد گويد : به عكرمه گفتم : آيا همچنان‌كه در آغاز نازل شده بود آن را گرد آورد . پاسخ داد : اگر بشر و پرى دست بدست هم

--> ( 1 ) در اتقان از ابن سيرين نقل شده . ( مترجم )